برچسب:
نویسنده: کاوه نیکنام
برچسب:
نویسنده: کاوه نیکنام
برچسب:
نویسنده: کاوه نیکنام
برچسب:
نویسنده: کاوه نیکنام
برچسب:
نویسنده: کاوه نیکنام
من ، عروسکی که از دستت افتاد و گم شد اما تو یاد گرفتی بدون من هم ادامه بدی. من ، سازی که کنج خونه خاک خورد و هیچ وقت اونطور که دوست داشت آواز نخوند. من ، نقشی که یک عمر تمرینش کردی اما هرگز اجرا نشد. من هملتی هستم که هنوز منتظرم جانم رو فدا کنم. و من ... عشقی که تمام شد اما تو رو تمام نکرد. ما دوستای تو هستیم که یکی یکی اینجا دفن شدیم و توی این آخرین لحظه فقط ماییم که همراهت موندیم. - نه من نمیخوام بمیرم.
برچسب:
نویسنده: کاوه نیکنام
دریانوردر اعماق تاریکی، نیمهجان و دورافتاده،آنجا که آسمان میغرد و خاکسترش را بر زمین سوخته میریزد، سایهای گمشده، فرسنگها دور از خانه، به پیش میرود.صدای خرد شدن سپرها و شمشیرها هنوز در سرش میپیچد و غرش طبلها دیوانهاش کرده است.
تاجی از تاریکی بر سرش روییده و در صفحهی سپید بیانتها، جز ردی از خون چیزی از خود باقی نمیگذارد.نعش برادرانی که از رویشان گذشته و تلخی خون روی لبهایش نشئهاش کرده؛ قدم به قدم تا عمق تباهی سقوط میکند.سرما را میشکافد و به پیش میرود، اما چشمان معصوم و چهرهی وحش
برچسب:
نویسنده: کاوه نیکنام
دریانورسردی سبزههای تر و تازه روی پوستم، بوی گلهای وحشی توی دنیای کوچیک و قشنگ من.
جیرجیرکهای خاکیرنگی که با نزدیک شدن پاهام میپریدن و سرخی زیر شکمشون دیده میشد. تمام دامنهی تپه رو دنبالشون میدویدم و اون بالا، بالای بالا، کنار حصارهای چوبی که درختهای گردو پشتشون تکون میخوردن، وارد مخفیگاه کوچیک و کاهگلی شخصی خودم میشدم.اون طرف حصارها چشمهی زلالی بود که خونهی چند تا ماهی کوچولوی عجیب و شفاف بود. کافی بود نوک انگشتت به کف چشمه بخوره تا خاک تهنشینشده بلند شه و آب یکدست چشمه رو مکد
برچسب:
نویسنده: کاوه نیکنام